با عواطف فرزندم چگونه برخورد کنم

هستی، خانم بالغی است که برای رفتن به محل کار، دیر کرده است، اما هنوز سعی می کند با زبان خوش پسر سه ساله اش، کسری را وادار به پوشیدن لباسش کند تا او را به مهد کودک ببرد! از طرف دیگر کسری، پس از خوردن صبحانه، اصلا برایش مهم نیست که مادرش تا کمتر از یک ساعت دیگر باید برای شرکت در جلسه ای در اداره حضور داشته باشد. او به مادرش می گوید که دلش می خواهدخانه بماند و بازی کند. هنگامی که هستی به او می گوید که این کار ممکن نیست، کسری روی زمین دراز می کشد و ناراحت و خشمگین فریاد می کشد و گریه می کند. هستی با خود فکر می کند: ” با عواطف فرزندم چگونه برخورد کنم ؟

در زمان های طغیان های احساسی فرزند، باید چه واکنشی بروز داد؟ مادر کسری می خواهد با فرزندش رفتاری منصفانه، همراه با صبر و احترام داشته باشد. او می خواهد به فرزندش یاد بدهد که به شیوه موثری مشکلاتش را حل کند و روابط باثبات و سالمی برقرار سازد. اما تفاوت بزرگی بین خواسته رفتاری درست در رابطه با فرزند و تحقق این خواسته وجود دارد.

نقش عاطفه در زندگی

تقریبا طی ده سال گذشته، علم درباره نقش عواطف در زندگی نکات بسیار زیادی را کشف کرده است. پژوهشگران متوجه شده اند که هوشیاری عاطفی و توانایی فرد در برخورد با احساسات حتی بیشتر از بهره هوشی او در موفقیت و خوشبختی وی در همه زمینه های زندگی و از جمله روابط خانوادگی، موثر است.

برخورداری از هوش عاطفی برای والدین، یعنی اینکه آنها متوجه احساسات فرزندانشان هستند و می توانند با آنها همدردی کنند، تسکینشان دهند و راهنماییشان کنند.

برای فرزندان، که بیشترِ درسهای مربوط به عاطفه را از والدین خود می آموزند، هوشیاری عاطفی شامل:

  • توان کنترل کردن امیال
  • به تاخیر انداختن کامجویی
  • ایجاد شور و شوق در خود
  • تشخیص حالات اشخاص دیگر
  • و از عهده بالا و پایین های زندگی برآمدن است.

انواع احساسات

انواع احساسات


زندگی خانوادگی نخستین آموزشگاه ما برای آموختن درباره عاطفه است. ما در این فضای خصوصی یاد می گیریم که چه احساسی درباره خودمان داشته باشیم و دیگران چه واکنشی به احساس های ما نشان می دهند؛ درباره این احساس ها چگونه فکر کنیم و چه واکنش هایی را می توانیم انتخاب کنیم؛ و نیز امیدها و ترسهایمان را چگونه تشخیص دهیم و ابراز کنیم.

آموزش عاطفی فقط از طریق گفتار و رفتار مستقیم پدر و مادر با فرزندان رخ نمیدهد، بلکه رفتار والدین در واکنش به احساسات خود یا همسر نیز سرمشق فرزندان می گردد.

برخی والدها آموزگاران با استعداد و درخشانی در زمینه عواطف به شمار می آیند و برخی دیگر بسیار ضعیف عمل می کنند!

 

کدام رفتارهای والدین موثر است؟

ما در مطالعاتمان به این نتیجه رسیده ایم که بیشتر والدین در یکی از این دو دسته گسترده جا می گیرند:

  1. آنهایی که فرزندانشان را در زمینه عواطف راهنمایی می کنند!
  2. و آنهایی که عواطف فرزند را راهنمایی صحیح انجام نمی دهند!

والدینی که در جریان احساسات فرزندشان قرار می گیرند، راهنمایان عاطفه هستند.

آنها بسیار شبیه به مربیان ورزش، روشهای رویارویی با افت و خیزهای زندگی را به فرزنانشان یاد می دهند.

آنها به ابراز خشم، اندوه یا ترس فرزنانشان اعتراض نمی کنند، اما آنها را ناده نیز نمی گیرند. آنها احساسات منفی را به عنوان واقعیت زندگی می پذیرند و از لحظات احساسی به عنوان فرصتهایی برای آموزش درسهای مهم زندگی به فرزندان و ایجاد روابط صمیانه تر با آنها استفاده می کنند.

تمام پدرهایی که دوست دارند راهنمای خوب عاطفی برای دخترشان باشند، میدانند که وقتی دخترشان اندوهگین و یا خشمگین هست، بیش از هر وقت دیگری به پدرشان نیاز دارد.

آرام کردن و تسکین دادن دختر، بیش از هر کار دیگری در رابطه با او، به پدر احساس آرامش می دهد!

باید به او گفت که اشکالی ندارد و او تاب تحمل این مشکل را خواهد داشت و احتمالا با مشکلات بیشتری در زندگی روبه رو خواهد شد!

شما جزء کدام دسته اید؟

والدینی که راهنمای عاطفه هستند، مهربان و مثبت نسبت به فرزندشان توصیف کنیم! آنها واقعا چنین هستند، اما تربیت مثبت و با مهر، به تنهایی هوش عاطفی را تعلیم نمی دهد. در واقع بسیار رایج است که والدین با محبت و با توجه باشند، اما نتوانند به طرز موثری با احساس های منفی فرزندانشان برخورد کنند. در میان والدینی که در آموزش هوش عاظفی به فرزندانشان موفق نیستند، سه دسته کلی وجود دارد:

۱- والدین بی اعتنا

احساس های منفی فرزندشان را نادیده می گیرند، کم اهمیت می پندارند و یا رد می کنند.

۲- والدین ناراضی

از اینکه فرزندانشان احساسهای منفی خود را نشان می دهند ناراضی می شوند و ممکن است آنها را به دلیل ابراز عواطفشان توبیخ یا تنبیه کنند.

۳- والدین غم خوار

احساس های فرزندانشان را می پذیرند و با آنها همدلی می کنند، اما فرزندانشان را راهنمایی نمی کنند و برای رفتار آنها حد و مرزی تعیین نمی نمایند.

بررسی مثال هستی و کسری

در ادامه لطفا به این ویدیو توجه نمایید!

برای اینکه تا اندازه ای دریابید که والدین راهنمای عاطفه و سه دسته از والدین غیر راهنما، چگونه در قبال رفتار فرزندانشان واکنش نشان می دهند، هستی را که پسر خردسالش از رفتن به مهدکودک خودداری می کرد، در این ۴ نقش بررسی می کنیم!

نقش والدین بی اعتنا

هستی در نقش والد بی اعتنا، احتمالا به فرزندش می گوید که بی میلی او به رفتن به مهد کودک بی معنی است؛ هیچ دلیلی وجود ندارد که کسری از ترک خانه غمگین باشد. احتمالا سعی می کند تا حواس پسرش را از افکار ناراحت کننده منحرف سازد و مثلا با دادن یک شیرینی یا صحبت درباره برنامه هایی که در کودکستان اجرا خواهد شد، به کسری رشوه بدهد.

در نقش والدین ناراضی

هستی در نقش یک والد ناراضی، احتمالا کسری را برای همکاری نکردن سرزنش می کند و به او می گوید که از لوس بازیهایش خسته شده است و او را تهدید به کتک زدن می کند.

در نقش والدین غم خوار

هستی در نقش والد غم خوار، احتمالا کسری را با وجود آنکه غمگین و خشمگین است در آغوش می کشد، با او همدردی می کند و به او می گوید که کاملا طبیعی است که نمی خواهد به مهد کودک برود،  اما نمی داند بیشتر از این چه کند. او مایل نیست که کودکش را سرزنش کند، کتک بزند یا به او رشوه بدهد، اما خانه ماندن کسری هم ممکن نیست. شاید دست آخر معامله ای با او بکند.

ده دقیقه با تو بازی می کنم، بعد بدون گریه از خانه بیرون می رویم!

اما این معامله فقط تا صبح روز بعد اثر دارد.

در نقش والد رهنمای عاطفی

والد راهنمای عاطفی چه کار دیگری انجام می دهد؟ احتمالا او در ابتدا مانند والد غم خوار عمل می کند، یعنی با کسری همدردی می کند و به او نشان می دهد که اندوه او را درک می کند. اما پس از آن، کسری را راهنمایی می کند که با احساس ناراحتیش چه کند. گفت و گو چیزی شبیه به این خواهد بود:

هستی: کسری بیا لباست را بپوش! وقت رفتن است.

کسری: نه! نمی خواهم به مهدکودک بروم!

هستی: نمی خواهی بروی! چرا؟

کسری: چون می خواهم در خانه پیش تو بمانم!

هستی: خب! فکر می کنم می فهمم که چه احساسی داری و بعضی روزها من هم دلم می خواهد از خانه بیرون نرویم، کنار هم بنشینیم و با هم کتاب بخوانیم. اما می دانی؟ من به آدمهای توی اداره یک قول مهم داده ام و گفته ام که ساعت ۹ صبح آنجا هستم و نمی توانم زیر قولم بزنم!

کسری: (در حالی که اشک می ریزد) اما چرا؟ درست نیست. من نمی خواهم بروم!

هستی: کسری جان! بیا بغلم (هستی او را در آغوش می گیرد) عزیزم، متاسفم! اما نمی توانیم خانه بمانیم. حتما تو از این حرف من ناامید می شوی، مگر نه؟!

کسری: (با سر تصدیق می کند) بله!

هستی: و کمی هم غمگین؟!

کسری: بله!

همدردی با فرزند

هستی: من هم یک جورایی غمگین شدم! (در حالی که او را در آغوش گرفته است، اجازه می دهد کمی گریه کند و اشک بریزد) می دانم چه کار می توانیم بکنیم! می توانیم درباره فردا فکر کنیم! فردا لازم نیست به اداره و مهدکودک برویم! می توانیم همه روز کنار هم باشیم. به نظر تو فردا چه کار جالبی می توانیم بکنیم؟!

کسری: حسابی صبحانه بخوریم و کارتون تماشا کنیم!

هستی: البته! این عالیه! کار دیگری هم دلت می خواهد؟!

کسری: می توانیم واگن باری ام را به پارک ببریم؟!

هستی: به نظرم می توانیم!

کسری: علی (دوستم) هم می تواند با ما بیاید!

هستی: شاید! باید از مادرش اجازه بگیریم! اما الان باید راه بیفتیم، باشد؟!

کسری: باشد!

تحلیل مکالمات والدین راهنما

در اولین نگاه شاید رفتار والد “راهنمای عاطفه” بسیار شبیه به رفتار والد بی اعتنا باشد، زیرا هر دوی آنها کسری را هدایت کردند تا درباره چیزی به غیر از خانه ماندن فکر کند. اما تفاوت مهمی بین این دو وجود دارد. هستی به عنوان یک “راهنمای عاطفه”:

اندوه فرزندش را پذیرفت، به او کمک کرد تا بر آن نام بگذارد، به او اجازه داد تا احساسش را تجربه کند و هنگامی که او گریه می کرد، در کنارش بود.

او سعی نکرد حواس کسری را از عواطفش منحرف کند. به علاوه، او مانند مادر ناراضی، کسری را سرزنش نکرد که چرا غمگین است. او به پسرش نشان داد که به احساس های او احترام می گذارد و فکر می کند که خواسته هایش موجه هستند.

تفاوت والد غم خوار و راهنمای عاطفه

والد راهنمای عاطفه برخلاف مادر غم خوار، حدود را تعیین می کند.

هستی چند دقیقه ای برای رسیدگی به احساس های کسری وقت گذاشت، اما او را متوجه کرد که حاضر نیست دیر به اداره برود و قولی را که به همکارانش داده بود، زیر پا بگذارد.

کسری ناامید شد، اما این احساسی بود که او و هستی، هر دو می توانستند با آن کنار بیایند و پس از اینکه کسری این فرصت را یافت که عاطفه اش را تشخیص دهد و تجربه و قبول کند، هستی به او نشان داد که این امکان وجود دارد که به ورای احساس غم برود و به امید تفریح روز بعد باشد.
والد، احساس کودک را به عنوان فرصتی برای صمیمیت بیشتر با فرزند می داند! معمولا والدین راهنمای عاطفی این مراحل را طی می کنند!

  1. والد متوجه احساس کودک می شود
  2. والد با همدلی به احساس کودک گوش می دهد!
  3. والد به کودک کمک می کند تا برای احساسش نامی بگذارد!
  4. والد، ضمن بررسی راه حل ها، برای احساس کودک حد و مرز می گذارد!

 

 

هوادار تلاشتون هستیم!

 لطفا نظرات و تجربیات مشابه خود را برای استفاده همگان در همین برگه، در بخش نظرات بنویسید!

با دریافت رایگان دوره عشق ورزی به همسر، فقط ۵ ثانیه فاصله دارید!

برای دریافت پک صوتی، کتاب و دفترچه تمرینات، فرم زیر را تکمیل کنید!

اگر دوست دارید دخترتان با مادرشوهرش مثل مادر باشد، پیشنهاد می کنم حتما این 👇 مقاله 👇 را بخوانید!

می خواهید بدانید چرا بچه ها حرف گوش نمی کنند، چرا این 👇 مقاله 👇 را نمی خوانید!

اگر با توالت رفتن فرزندتان مشکل دارید، پیشنهاد می کنم حتما این 👇 مقاله 👇 را بخوانید!

قبل از تنبیه فرزندتان، خواندن این 👇 مقاله  👇 را از دست ندهید!

چرا نظراتتان را نمی نویسید؟ (از اینکه با ارسال نظراتتان به شادی دیگران کمک می کنید از شما سپاسگزاریم)

هدیه ما به شما: PDF و فایل صوتیِ این کتاب!
* ارتباط همسرداری با گاوبنفش!
* سورپرایز کردن با گاوبنفش!
* تمرینات عملی با گاوبنفش!
* گوش دادن به روش گاوبنفش!
* انتقاد کردن به روش گاوبنفش!
* مدیریت خشم به روش گاوبنفش!
فایل های این کتاب، به ایمیل شما ارسال می شود!
محتوای این کتاب:
سپاسگزارم!
تا لحظاتی دیگر، اولین فایل به ایمیل شما ارسال می شود!
شما هم با نظم کودکان مشکل دارید؟!
* فصل 4: آیا کودکان بی نظم هستند؟!
* فصل 5: فلسفه نظم (به جای مقدمه)
* فصل 6: اجازه بی نظمی به کودکان بدهید!


این کتاب یازده فصل دارد که 3 فصل آن رایگان است!
بخش رایگانِ کتاب، به ایمیل شما ارسال می شود!
محتوای این کتاب: